شیمی آلی پدیده ی  دیدن

دید کلی

اثر بر شکل مولکولی ، فراتر از تاثیر بر دمای ذوب و دمای جوش است: نقشی حیاتی در تعیین اثر زیست شناختی دارد. بهترین مثال برای درک این مسئله ، بررسی شیمی دیدن یا در واقع ، یکی از جنبه های شیمی است.

اساس دیدن

دیدن در حقیقت ، آشکارسازی نور است. نور به چشم می‌خورد و مغز خبر می‌شود که چیزی در آنجاست. بازشناخت اینکه چه چیزی در آنجاست _ اندازه ، شکل ، روشنی و فاصله شیئی دیده شده _ مسئله فیزیک چشم و زیست شناسی مغز است. اما تمام این فرایند به یک رخداد اولیه بستگی دارد: نور کاری در چشم انجام می‌دهد، چیزی که تمام فرایند را شروع می‌کند و بدون آن ، دیدن در کار نخواهد بود. آن چیز یک تبدیل ساده شیمیایی است، رخدادی نادر در زیست شناسی، واکنشی آلی که بوسیله آنزیم کاتالیز نمی‌شود. چنان ساده و جالب است که به‌عنوان اساس دیدن در تمام جانداران بکار گرفته شده است.

پروتئین موجود در چشم

در سلولهای میله‌ای شکل رتینای پستانداران ، پروتئین مزدوجی به نام ردوپسین وجود دارد. بخشی از این پروتئین (گروه پروستیتک آن) ، 11- سیس-رتینال است: آلدئیدی سیر نشده که از ویتامین A مشتق می‌شود و آن هم به نوبه خود ، از β- کاروتن ، رنگدانه ای که رنگ زرد هویج را بوجود می‌آورد، ساخته می‌شود. رتینال ، نه فقط به صورت کووالانسی به پروتئین متصل شده، بلکه در یک غلاف چربی‌دوست نیز جای گرفته است.

عملکرد نور در چشم

هنگامی که نور به ردوپسین می‌خورد، فقط یک کار می‌کند و دیگر نقشی ندارد:

11-سیس- رتینال را به 11- ترانس- رتینال تبدیل می‌کند.

همین تبدیل ، همین تغییر یک ایزومر هندسی به ایزومر دیگر است که سرآغاز پدیده دیدن است.

تکانه‌های عصبی ناشی از جذب نور و وقوع یک سری واکنشهای شیمیایی است که ما را قادر به دیدن می‌کند.

 

 

ایزومر سازی در چشم

نور ، انرژی به ردوپسین می‌رساند و این انرژی ، با گشودن پیوندهای دو گانه کربن- کربن ، چرخش لازم برای ایزومرسازی سیس- ترانس را ممکن می‌سازد. این ایزومر سازی ، شکل رتینال را تغییر می‌دهد، خمیدگی مولکول از بین می‌برد و راست می‌شود. با تغییر در بخش رتینال ، تغییری در شکل تمام ردوپسین بوجود می‌آید. بخش پروتئینی ، باید صورتبندی خود را به گونه ای تغییر دهد تا این مهمان دگرگون شده را پذیرا باشد.

گفته می‌شود که این تغییر ، بر نفودپذیری غشاهای معینی اثر می‌گذارد و عبور یونهای 2+Ca که تکانه‌های عصبی را به مغز می‌رسانند، ممکن می‌سازد این فرایند ، به گونه شگفت‌انگیزی کار آمد است: چشم انسان می‌تواند جذب پنج فوتون نور بوسیله پنج سلول میله‌ای شکل را تشخیص دهد. البته چیزی بیش از این رخ می‌دهد: یک سری از واکنشهای کاتالیز شده بوسیله آنزیم ، انرژی لازم برای تبدیل ترانس- رتینال به ایزومر ناپایدارتر سیس را تامین می‌کنند تا تمامی فرایند بتواند از نو تکرار شود.

منبع :

شیمی آلی ، جلد اول؛ تالیف: موریسون ، بوید؛ نشر علوم دانشگاهی

ترکیبات آروماتیک چند هسته ای

دو حلقه آروماتیک که در یک زوج کربن مشترک باشند، اصطلاحاً جوش خورده نامیده می‌شوند.

در این فصل، نگاهی مختصر به شیمی ساده‌ترین و مهمترین هیدروکربن حلقه‌ای جوش خورده یعنی نفتالین خواهیم داشت.

نفتالین مانند مشتقاتش آنتراسن و فنانترن از قطران ذغال‌سنگ به دست می‌آید، و فراوان‌ترین جزء تشکیل دهنده (5%) قطران می‌باشد.

مواضع سیستم حلقة نفتالین مثل I شماره‌گذاری می‌گردند.

دو ایزومر تک استخلافی نفتالین با پیوشند1- و 2- یا و متمایز می‌گردند. آرایش گروهها در نفتالنهایی بسیار استخلافی به وسیله اعداد نمایش داده می‌شود. برای مثال:

نفتالین به عنوان یک ترکیب آروماتیک در نظر گرفته می‌شود زیرا خواص آن شبیه بنزن می‌باشد.

از فرمول مولکولی آن، C10H8 ، انتظار درجه اشباع نشدگی بالایی می‌رود؛ مع‌ذالک نفتالن نسبت به واکنشهای افزایشی مشخصه ترکیباتی اشباع نشده مقاومت نشان می‌دهد (گرچه کمتر از بنزن. در عوض، واکنشهای مشخصه نفتالن واکنشهای جایگزینی الکتروفیلی می‌باشد، که در آنها هیدروژن به صورت یون هیدروژن جابه جا می‌گردد و سیستم حلقه نفتالین محفوظ می‌ماند. مانند بنزن، نفتالن فوق‌العاده پایدار است:

گرمای احتراق آن 61 کیلوکالری کمتر از مقدار محاسبه شده به فرض آلیفاتیک بودن آن می‌باشد.



 

بنابراین از نقطه نظر تجربی، نفتالن بر اساس خواصش به عنوان آروماتیک دسته بندی می‌گردد. از نظر تئوری، نفتالین دارای ساختمان لازم برای یک ترکیب آروماتیک می باشد: شامل حلقه‌های شش ضلعی مسطح بوده و از بررسی اوربیتالهای اتمی‌اش چنین برمی‌آید که ساختمان آن می‌تواند دارای ابرهای الکترونی شامل شش الکترون شش‌تایی آروماتیک باشد.

ده کربن در گوشه‌های شش ضلعی‌های جوش خورده قرار دارند. هر کربن به سه اتم دیگر با پیوندهای سیگما متصل است. از آنجا که این پیوندهای از همپوشانی اوربیتالهای SP2 سه گوش نتیجه می‌شوند، کلیه اتمهای کربن و هیدروژن در یک صفحه قرار می‌گیرند. در بالا و پائین این صفحه ابر الکترونی وجود دارد که از همپوشانی اوربیتالهای P تشکیل شده و شکل آن نظیر عدد 8 می‌باشد. می‌توان ابر الکترونی را به صورت دو شش‌تایی در نظر گرفت که به طور جزیی همپوشانی کرده و در یک جفت الکترون مشترک هستند.

با توجه به پیوندهای ظرفیتی، به نظر می‌رسد که نفتالن یک هیبرید رزونانسی از ساختمانهای I و II و III باشد. انرژی رزونانسی آن همان‌گونه که با گرمای احتراق نشان داده شد، 61 کیلوکالری بر مول است.

برای راحتی، نفتالن را به صورت ساختمان واحد IV نشان می‌دهیم که در آن دایره‌ها به جای همپوشانی جزیی شش تایی‌ها آروماتیک می‌باشد.

اگر الماس  را نهایت سیستم آلیفاتیک چند حلقه‌ای در نظر گیریم، فرم آلوتروپی دیگر عنصر کربن، گرافیت، را ممکن است نهایت سیستمهای آروماتیک حلقه‌ای جوش خورده در نظر گرفت. تجزیه با اشعه x نشان می‌دهد که اتمهای کربن به صورت لایه لایه آرایش یافته‌اند. هر لایه یک شبکه پیوسته مسطح، به صورت حلقه‌‌های شش عضوی می‌باشد؛ در یک لایه اتمهای کربن به وسیله پیوندهای کووالانسی قوی با طول (اندکی بلندتر از پیوندهای کربن کربن در بنزن، ) با یکدیگر پیوند دارند. لایه‌های مختلف، به توسط نیروهایی نسبتاً ضعیف در فاصلة‌ از یکدیگر قرار دارند. خواص روان کنندگی گرافیت (احساس روغن بودن آن) ممکن است به واسطه لغزش لایه‌ها (به خاطر مولکولهای گازی که از طریق جذب سطحی بین آنها وجود دارد) بر روی یکدیگر باشد.

سومین الوتروپ‌کربن که اخیراً کشف گردیده (1985) بوکمینستر فولرن می‌باشد، بر خلاف الماس و گرافیت، که مولکولشان حد و مرزی ندارد، فولرن فرمول مشخصی دارد: C60 در اینجا سیستمهای آروماتیک حلقه‌ای جوش خورده، به طرف داخل خمیده و بسته می‌شوند تا تشکیل مولکولی به شکل توپ فوتبال با 20 حلقه شش ضلعی و 12 حلقه پنج ضلعی را بدهند؛ این متقارن‌ترین مولکول ممکن نامیده شده است. فولرنهای دیگری نیز کشف گردیده‌اند: C70 که به صورت یک توپ راگبی تصور گردیده است.

ریچارد ای. اسمالی «دانشگاه رایس) اولین کسی است که C60 را گزارش کرده است؛ او پیش‌یینی می‌کند که این مولکول می‌تواند به صورت یک «عروسک روسی» ساخته شود به این صورت که مولکول C60 در داخل یک فولون بسیار بزرگ (C240) محبوس گردد.

C60  C70

فولرنها هیجان زیادی را در دنیای شیمی آلی به وجود آورده‌اند: در داخل این توپهای تو خالی فضایی برای یونهای فلزی وجود دارد؛ سطح خارجی می‌تواند به وسیلة‌ واکنشهای شیمیائی اصلاح گردد. هیچ کس نمی‌داند که از این مولکولهای جدید و عجیب چه می‌توان انتظار داشت. تا سال 1991، یعنی فقط شش سال پس از کشف این ترکیبات، گزارش شده است که یونها دارای خوص فوق‌العاده‌ای به عنوان ابر رسانا می‌باشند؛ عقیده بر این است که این ترکیبات عاری از مقاومت در هدایت الکتریسیته می‌باشند، نه در دماهای بسیار پائین که تا به حال ضروری بوده است، بلکه در دمای اتاق.

ساختن مدل C60 با استفاده از کربنهای هیبریدی SP2 بسیار جالب می‌باشد. همان ‌طوری که حلقه‌های پنج ضلعی به وجود می‌آیند، ساختمان در دست شخص تاب می‌خورد؛ و به نظر می‌رسد که در نهایت به خودی خود به صورت توپ بسته می‌شود. قدری کشش زاویه‌ای به وجود می‌آید، اما ظاهراً، حداقل جزئی از این کشش با تشکیل پیوندهای اضافی و پخش الکترونها روی این مولکلو بسیار متقارن، جبران می‌شود.

آب تبلور

آب تبلور به چه معناست؟

آب تبلور آبی است كه به همراه مولكولهای بعضی بلورهای جامدهای یونی است. هنگامی كه یک جامد یونی از محلول آبی متبلور می ‌شود به عنوان مثال باریم كلرید محلول در آب است و ما به وسیله‌ی تبخیر یک مقدار از محلول و اشباع كردن محلول، مقداری بلور BaCl2 به دست می آوریم. در این هنگام تعدادی از مولكولهای آب در شبكه بلور به دام افتاده و با بلور پیوندهای ضعیف واندروالسی برقرار می كند. در این هنگام ما به جای BaCl2 خالص، نمک متبلور آن را داریم و فرمول آن به صورت ((BaCl2, 2H2O(s) می ‌باشد.

به این گونه بلورهای نمكی كه با مولكولهای آب همراه هستند، هیدرات و به آبی كه این بلورها را همراهی می كند و در شبكه ی بلوری این نمكها وارد شده است، آب تبلور گفته می شود. مثال دیگر از این دست، سولفات مس هیدراته است كه دارای 5 مولكول آب تبلور می ‌باشد:( ­(CuSO4, 5H2O (s) معمولا ً ظاهر هیدراتها با تركیبات بی ‌آب آنها كاملا ً تفاوت دارد. به طور معمول، هیدراتها بلورهای نسبتا ً بزرگ و غالبا ً شفاف تشكیل می ‌دهند. هیدراتها بر اثر گرم شدن تجزیه می ‌شوند و آب تبلور خود را به صورت بخار آب از دست می ‌دهند. BaCl2, 2H2O(s) à BaCl2 (s) + 2H2O(g( از بین رفتن آب تبلور یک هیدرات را شكوفا شدن می ‌نامند. رنگ برخی از نمک های آب پوشیده با رنگ نمک بی آب آنها متفاوت است، از این رو، از این نمكها به عنوان شناساگر رطوبت استفاده می كنند. مثلا ً قرمز رنگ CoCl2.2H2O صورتی رنگ CoCl2.5H2O بنفش رنگ CoCl2.4H2O آبی رنگ CoCl2 مسائل مربوط متبلور معمولا ًَ به این صورت است كه مقدار مشخصی از نمک را حرارت داده و وزن آن در اثر تبخیر آب درون آن كاسته می شود. از روی كاهش وزن داده شده از ما می خواهند كه نسبت آب به نمک را محاسبه كنیم. به عنوان مثال: 023/1 گرم نمک آب پوشیده ی مس II سولفات را در یک بوته ی چینی حرارت می دهیم تا آب آن بخار شود. 654/0 گرم نمک بی آب مس II سولفات در بوته باقی می ماند. حساب كنید به ازای هر مول CuSO4، چند مول آب در نمک آبدار وجود داشته است.(جرم مولی مس، گوگرد، اكسیژن و هیدروژن به ترتیب 64، 32، 16 و 1 گرم بر مول است.) برای حل این گونه سؤالات باید سه مرحله طی كنیم: 1- ابتدا این رابطه را بنویسیم و جرم هر یک از این گونه ها را حساب كنیم: آ- جرم نمک آبدار ب- جرم نمک بی آب ج- جرم آب و این رابطه را برایش بنویسیم: جرم نمک آبدار = جرم نمک بی آب + جرم آب 2- تبدیل كردن جرم نمک بی آب به مول 3- تبدیل كردن جرم آب به مول 4- به دست آوردن نسبت مولی آب به نمک به وسیله ی تقسیم كردن مرحله ی 4 به مرحله ی 3 پس با استفاده از مرحله ی اول، ابتدا جرم آب بخار شده را حساب كنیم: جرم آب بخار شده = جرم نمک آب پوشیده – جرم نمک بی آب 369/0 = 654/0 - 023/1 بنابراین مقدار آب بخار شده برابر 369/0 گرم می باشد. 2- حال باید تعداد مول نمک بی آب را محاسبه می نماییم. برای این منظور جرم نمک مورد نظر را در معكوس جرم مولی آن ضرب می نماییم. = تعداد مول نمک بی آب Mol 004/0=g CuSO4 160 / mol CuSO4 1 * g CuSO4 654/0 3- حال باید ببینیم این مقدار گرم آب برابر چند مول آب می باشد. برای این منظور به این ترتیب عمل می كنیم:یعنی باید جرم مورد نظر را در معكوس جرم مولی آب ضرب نماییم. جرم مولی نیز با جمع جرم اتمهای تشكیل دهنده ی با در نظر گرفتن تعداد آن ها به دست می آید. = تعداد مول آب بخار شده Mol 020/0=g H2O 0/18 / mol H2O 1 * g H2O 369/0 4- حال نسبت تعداد مول های آب بخار شده به مول های نمک بی آب را به وسیله ی تقسیم آن ها به یكدیگر به دست می آوریم. 1/5 = mol 400/0 / mol 020/0 = تعداد مول CuSO4 / تعداد مول H2O پس نسبت آب به نمک برابر 5 به 1 است. بنابراین فرمول تجربی این نمک CuSO4.5H2O بوده، تعداد آب تبلور آن 5 است.

 

منبع: WWW.TEBYAN.NET

تخم مرغ سبز!!

                       

 این مطلب مربوط به حلالیت گاز در تخم مرغ های آب پز است.
برای مشاهده رنگ زرده تخم مرغ دانش آموزان دو تخم مرغ را برداشته اند.یکی از تخم مرغ ها را پس از اب پز شدن در آب داغ باقی گذاشتند و دیگری را بلافاصله پس از اب پزشدن در اب سرد انداختند....
 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

 

                             

ادامه نوشته

سولفات لاریل سدیم و مضرات آن

سولفات لاریل سدیم به اختصار SLS با فرمول NaC12H25SO4 یا ﺳﺪﯾﻢ دودﺳﯿﻞ ﺳﻮﻟﻔﺎت SDS یا یا ماده نزدیک به آن سولفات لوریت سدیم یاسولفات لاریل اتر سدیم(سدیم لوریل اتر سولفات) Sodium Laurylether Sulfate به اختصار SLES راﯾﺠﺘﺮﯾﻦ ﺳﻮﻟﻔﺎت‌های ﺳﻄﺢ ﻓﻌﺎل آنیونی (مواد فعال سطحی آنیونی)از پاک کننده‌های سنتزی با قدرت زیادوبطور دقیقتر جزوسورفاکتنتها (مواد فعال سطحی یا مواد مؤثر) ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. این ماده یک ترکیب شیمیائی امولسیون کننده، پُف‌دهنده، تسریع کننده انحلال، و کف کنندگی است که از آن در صنایع شویندگی، دترژنت‌ها یا مواد غذائی استفاده می‌شود و مواد فعال کننده سطحی آنیونی در تولید شامپو میباشد.

سولفات لاریل سدیم دراکثر مواد تجاری شویندهها مثل مایع ظرفشوئی وپاک کننده‌های صنعتی(کارواش وکف شورها و بر طرف کننده روغن) و در بیش از 90 ٪ مواد بهداشتی وپاک کننده بدن وسر ازقبیل خمیر دندان، صابون، شامپو، کرم ولوسیون چه به صورت مایع یا غیرمایع جهت زدودن چربی به عنوان ماده کف کننده و پاک کننده وامولسیون کننده مواد چسبنده بکارمی رودوجزومواد اولیه آرایشی و داروئی است.

مضرات این ماده چیست؟

مهم‌ترین تاثیر سولفات لاریل سدیم و سایر مشتقات این است که باعث شکسته شدن محافظ رطوبتی پوست می گردد وبه دیگر مواد شیمیایی اجازه می دهد تا به راحتی به زیرپوست نفوذ کند.

علیرغم تبلیغات طبیعی بودن اکثر صابون‌های تجاری، اکثر پوستها به این ماده شیمیائی فوق العاده حساسند که باعث خشکی پوست می شود، در بدترین حالت بخصوص در پوست حساس باعث خارش سوزناک بعداز حمام به مدت 20 الی 30 دقیقه می گردد که علت آن تخریب لایه بیرونی پوست است وآزمایشهای لابراتواری نشان داده است اثرتخریب سولفات لاریل سدیم تا 17 روز روی پوست باقی می ماند.

تخریب پروتئین

سلول‌های بدن از پروتئین ساخته شده است. توسعه این سلول‌های به شدت وابسته به فرایندهای تکثیر سلولی است که به طور مستمر بدن بااز بین بردن سلول‌های آسیب دیده و قدیمی تر و جایگزین کردن آنها با سلولهای سالم و جدیدتر این فرایند راکنترل می کندو تقریباجایگزینی هر سلول در بدن حداقل 7 سال است.

SLS با اثرگذاری روی مولکولهای بدن و پروتئینها، ازطریق تشکیل پل شیمیایی بین بخش‌های محلول در چربی و محلول در آب باعث می‌شود که نیروهای مورد نیاز هیدروفوبیک برای حفظ ساختار پروتئین و مولکول فرو بریزند و این فرایند غیرقابل برگشت است.

معرفی بافر ها

 سلام دوستان عزیز یک انیمیشن جالب در مورد انواع محلولهای بافر در این اینک قرار دادم

 

    امیدوارم جالب باشد.

اثر فوتو الکتریک

در مورد اثر فوتوالکتریک چه می دانید؟

بسياري از فروشگاه ها درهايي دارند كه به طور خودكار باز و بسته مي شوند. بعضي از اين درها با دستگاهي كار مي كنند كه عملكرد آن بستگي به نور دارد. در يك طرف جلوي در، منبعي از نور است. مقابل اين منبع ، يك اشكار ساز نور است. وقتي باريكه اي از نور روي اشكار ساز مي افتد سبب مي شود كه از ماده درون آشكارساز الكترونهايي خارج شوند و جريان الكتريكي در مدار برقرار گردد. گسيل الكترون ها بر اثر نور را، اثر فوتوالكتريك مي نامند. وقتي شما به طرف در مي رويد و بين منبع نور و آشكارساز قرار مي گيريد ، باريكه نور قطع مي شود و گسيل الكترون از اشكارساز متوقف شده ، جريان الكتريكي قطع مي گردد. با قطع جريان الكتريكي، مكانيسمي به كار مي افتد كه در را باز مي كند.

اينشتين در سال 1921 براي توضيح اثر فوتوالكتريك جايزه نوبل دريافت كرد. مدتها قبل معلوم شده بود كه وقتي نور به سطح بعضي از مواد برخورد مي كند، الكترون از آن ماده گسيلمیکند. اما واقعيتي معماگونه درباره اين تغيير وجود داشت. معما اين بود كه وقتي شدت نور ( تعداد فوتونها در واحد زمان) كاهش ميافت، انرژي الكترون هاي گسيل يافته تغيير نمي كرد، بلكه تعداد الكترون ها كمتر مي شد. اينشتين نشان داد كه فرضيه پلانك اين مشاهده را توضيح مي دهد. بر اساس فرضيه پلانك ،فرض ميكنيم به جاي اينكه انرژي به طور پيوسته منتشر شود، به صورت بسته هاي كوچك يا كوانتوم هاي انرژي منتشر مي شود. كوانتوم هاي انرژي تابشي را غالبا فوتون مي نامند. علاوه بر اين او اظهار داشت كه مقدار انرژي منتشر شده مستقيما با فركانس نور گسيل يافته ارتباط دارد.

مقدار معيني انرژي لازم است تا يك الكترون از سطح ماده اي جدا شود. اگر فوتوني با انرژي بيشتر به الكترون برخورد كند، الكترون را از سطح دور خواهد كرد. چون الكترون در حال حركت است، مقداري انرژي جنبشي دارد. در اين صورت مقداري از انرژي فوتون براي آزاد كردن الكترون از سطح و بقيه ان صرف انرژي جنبشي الكترون مي شود. هرگاه نور با يك فركانس معين به كار رود، در اين صورت الكترونهايي كه از سطح ماده مي گريزند همگي انرژي يكسان خواهند داشت.

اگر شدت نور افزايش يابد، و فركانس ثابت بماند تعداد الكترون هاي گسيل يافته افزايش خواهد يافت. اما اگر فركانس نور افزايش يابد، انرژي فوتون زياد مي شود. چون مقدار انرژي لازم براي آزاد شدن الكترون از اتم يك عنصر معين، ثابت است، الكترون هايي كه با فركانس زيادتر سطح ماده را ترك مي كنند، انرژي جنبشي بيشتري خواهند داشت.

فرضيه پلانك همراه با توضيح اينشتين ماهيت ذره اي بودن نور را تاييد كرد.

فوتوالکتریک

آکریلامــید چــیــســت؟

یکی از موضوعاتی که این روزها بحث داغ اکثر رسانه‌های روز کشورهای اروپایی و آمریکایی شده است ترس از آکریلامید است.

آکریلامید یک ماده اسیدی سرطان‌زاست که هنگام سوختن، برشته شدن یا پختن مواد کربوهیدراتی غلات در درجه حرارت بالا در محصولاتی چون نان، بیسکویت ، کلوچه، برنج و سیب‌زمینی ایجاد می‌شود. طبق پژوهش دانشمندان، آکریلامید در مقایسه با دیگر مواد سمی شناخته شده در غذاهای مختلف می‌تواند برای انسان‌ها تا 100 برابر خطرناک‌تر باشد.

 مقدار این ماده در سیب‌زمینی سرخ شده و چیپس بیشتر است، اما در کشور ما بیشترین نگرانی از حجم تولید و مصرف آکریلامید در نان است.

آکریلامید در نان زمانی خود را نمایان می‌کند که نان بر اثر حرارت زیاد و مستقیم تغییر حالت داده و به رنگ قهوه‌ای یا سیاه درآید و این مشکل اصلی نان‌های مصرفی ماست که اغلب به صورت سنتی در تنور تهیه و در حرارت زیاد و مستقیم پخته می‌شوند.

این ماده سمی به محض ورود به بدن تجزیه شده و ماده‌ای تولید می‌کند که می‌تواند با اثر رویDNAو ایجاد جهش در ژن‌ها موجب بروز سرطان، انواع عفونت‌ها، آسیب به سیستم ایمنی و عصبی شود. عوارض عصبی این سم شامل اختلال در هوشیاری، ضعف، تحریک‌پذیری و تغییرات رفتاری است.

اختلالات باروری همچون تغییر در رفتارهای جنسی، ناباروری و سقط، تحریک و قرمزی پوست و چشم‌ها از دیگر عوارض آکریلامید است.

هشدارهای لازم:

1- سلامت خود را فدای طعم لذیذ نان‌های برشته نکنید و اگر قصد خرید نان‌های نازک برشته‌شده‌ای را دارید که حاوی زیره، کنجد، تخمه و ... هستند آنهایی را که رنگ روشن داشته و در اصطلاح برشته نشده هستند انتخاب کنید.

2- از تُست کردن نان اجتناب کنید و در صورت ضرورت نان را در درجه حرارت کم و به مدت کوتاه تُست کنید.

3- در ترکیب سوسیس جهت ایجاد بافت مطلوب از مواد پرکننده‌ای چون آرد و نشاسته استفاده می‌شود.

این مواد هنگام سرخ شدن سوسیس در روغن منجر به پف کردن و قهوه‌ای شدن آن می‌شوند که این ویژگی، محصول را بسیار خوش‌طعم و خوش‌ظاهر می‌کند.

اما باید بدانید قهوه‌ای شدن بیش از حد که در نتیجه سوختن ترکیبات کربوهیدراتی سوسیس است می‌تواند منجر به افزایش میزان آکریلامید محصول شود.

4- برای پختن کیک و پیتزا در سینی فر از کاغذ مخصوص استفاده کنید.

5- از برشته شدن نان حاشیه پیتزا بشدت اجتناب ورزید و در صورت برشته شدن حاشیه آن را دور بیندازید.

6- برای تهیه ته‌دیگ از نان و سیب‌زمینی استفاده نکنید.

7- برای خرید نان سوخاری آنهایی را که رنگ روشن دارند انتخاب کنید و از مصرف بیسکویت و کلوچه‌هایی که سطح زیرین آنها سوخته است، بپرهیزید.

حسگرهای سیلسیمی

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                بنا به یافته های یک گروه پپوهشی به سرپرستی پرفسور پالچو در آزمایشگاه پلاسمای دانشگاه سیتی هنگ کنگ میتوان از حس گرهای سیلسیمی در بدن انسان جهت بررسی شاخص های حیاتی مهم مانند قند خون فشارخون ساییدگی مفصل ها و ...بهره گرفت.این حسگرها میتوانند حتی پس از درک شاخص ها یا نشانه های بیماری مقدار مناسبی از داروی مورد نیاز را تعیین کنند.اما استفاده از تراشه های سیلسیمی و سیستم های الکترومکانیکی قابل کاشت در بدن هنگامی امکان پذیر است که درک روشنی از برهم کنش سیلسیم با بافت ها و مایعات بدن در دست باشد.       

ادامه نوشته

شوخی با هگزا فلوئورید سولفور!!

 احتیاط: با وجود اینکه هگزا فلورید سولفور گاز غیرسمی است، اما هنگام کار کردن با آن مراقب باشید با این گاز مدت طولانی و مستمر کار نکنید تا دچار کمبود اکسیژن و بیهوشی ناشی از کمبود اکسیژن نشوید.                                                                                                                                                                     

مقدمه


  
هگزا فلوئورید سولفور، گازی غیرسمی و نامرئی است که از هوا سنگین‌تر است و  شما می‌توانید کارهای خارق‌العاده ای با آن انجام دهید. مثلا با تنفس آن صدای شما عجیب و کلفت‌تر می‌شود، یا می‌توانید یک ظرف فلزی بزرگ را با این گاز پر کنید و اجسامی مثل هواپیما یا کشتی کاغذی روی آن شناور کنید که درست مثل این به نظر می‌رسد، آن‌ها در فضا شناور مانده‌اند زیرا این گاز نامرئی است. به عبارت دیگر هگزا فلوئورید سولفور یک گاز آنتی‌هلیوم است چون برخلاف هلیوم که شش برابر از هوا سبک‌تر است، هگزا فلوئورید سولفور شش برابر از هوا سنگین‍تر است.

 برای مشاهده فیلم جالب هنرنمایی با گوگرد هگزا فلورید به ادامه مطلب بروید.                                                                                                                           

ادامه نوشته